شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ کفن، لباس رزم سيره و خاطراتي از شهدا مکه که بوديم،يک روز توي بازار ديدمش.سوغاتي خريده بود؛چند دست کفن،از برد يماني.پرسيدم:اينا مال کيه؟ شروع کرد يکي يکي گفتن:اين مال مادرمه،اين مال پدرمه،اين مال برادرمه... . منتظر بودم اسم خودش را هم بگويد،ولي نگفت. گفتم:پس کو کفن خودت؟ نگاه معني داري بهم کرد.گفت: مگه من مي خوام به مرگ طبيعي بميرم که کفن داشته باشم لباس رزم من بايد کفن من بشه. (شهيد عبدالحسين برون
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top