پيام
+
خداحافظ رفيق...
*چقدر تنها مي شود خانه در نبود تو ،که سالها همدم اين درو ديوار و تخت بودي*
*امشب خانه بهانه ي تورا ميگيرد.و تختي از اهن و چوب که تکيه گاه روزهاي جواني ات بود ياري ارام و صبور که دردهاي تورا در اغوشش پنهان مي نمود به راستي که دل سنگ مي خواهد و قلبي آهنين ...تحمل اين همه سال سکوت.*
*وچه خوب يار ديرينه ات راز نگهدار شبهاي غريبت بود.*

محب الزهراء
91/11/28
آسمان بچه هاي خدا
*تو هر شب، يلدا را تجربه مي کردي به قدر، مي نشستي ومن داشتم فيلم ها ي شب را پيش بيني مي کردم...*
*تو درد را ميکشيدي تا راه برود تمام مسير را ... برايش از ذکرها لالايي مي گفتي و او ارام نمي گرفت تا بيشتر برايش از خدا بخواني و تو هم چه لذتي ميبردي با رقص اشک ها در گودي چشم هايت و روضه اي که جسم پر از دردت مي خواند...*
آسمان بچه هاي خدا
*ادامه در وبلاگ...*